اولین واخرین کابوس

چه تلخ گفتی از زنانگی ...!

ولی زه مردانه بودن نگفتی؟

بدان

مردانگی را بردند

مردانگی ها به افسانه ها پیوست

مردها مردانه مردند

مرده ها از مردانگی ها بردند ومرده اش را به مرداب سپردند

ومن از نداشته ای که همواره فقط از واژه بودن، بدوش میکشم فراریم

تو از خوی وصفت داشته گفتی! !

من از چه بگویم ؟

من از کدامین صفت افسانه ای گویم که نه بویی از ان به مشام میرسد ونه رنگی از ان بر رخ ماست.

پس به داشته ات ببال و بر نداشتنش ارزو بدل راه مده

که نعمت را به شکرانه اش یزدان دوچندان کند.